حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در هر سفری به قید قرعه یکی از همسرانش را با خود همراه می ساخت .در قرن ششم هجری نیز در غزوه ی بنی مصطلق یا غزوه ی مریسیع قرعه به نام حضرت عایشه رضی الله عنها افتاد .دراین سفر عبدالله بن ابی سلول سر دسته ی منافقان نیز حضور داشت .در راه برگشت از غزوه در نزدیکی مدینه فرود آمدند وهنوز پاسی از شب مانده بود که کوس حرکت نواخته شد ومسلمانان حرکت کردند حضرت عایشه رضی الله عنها که برای قضای حاجت از هودج خود دور افتاده بود َدر برگشت متوجه شد که گردنبند خود را گم کرده است از همین رو به همان محل باز گشت تا گردنبند خود را بیابد .در این فاصله کاروان حرکت کرد وچون ایشان سبک وزن ولاغر اندام بودند کسی به هنگام برداشتن هودج ایشان بر پشت شتر متوجه خالی بودن آن نشد َاز همین رو کاروان حرکت نمود .حضرت عایشه رضی الله عنها چون برگشند ودیدند که قافله حرکت کرده است همان جا ماندند تا مسلمانان در طلب او برگشتند او را بیابند بعد از مدتی صفوان بن معطل سلمی که ماْمور بود دیرتر از همه حرکت کند متوجه ایشان شده وشتر را خوبانید تا حضرت سوار شوند وچون حضرت سوار شدند مهار شتر را گرفت وبه سرعت حرکت کرد تا به سپاهیان مسلمانان رسیدند وکسی از این موضوع آگاه نبود تا صبح شد وچون مردم صفوان را دیدند که مهار شتر حضرت را در دست دارد اهل افک زبان به اتهام گشودند .حضرت عایشه رضی الله عنها بعد از بیست روز از اتهام آگاه شد وچندان گریست که خداوند آن شر را برای او به خیری بزرگ بدل ساخت وچندین آیه در منزلت وپاکی ایشان نازل فرمود که باعث ایجاد چندین فرض گردید